ویژ ه گی اشعار مولانا مصرع راغی
در فضای روحانی کاخ شکوهمندی که معمار ادب راغ به یاری اندیشه وخیال وبه انگیزه احساسات ادب دوستانه وعلایق ادبی خود بر پای کرده است ،کاخی آنچنان استوار ومجلل از سخن که از صدمه روزگار هرگز گزند نخواهد دید وجاویدانه سر بر آسمان افتخارات فرهنگی بدخشان زمین خواهد سایید. مولانا مصرع یکی از شعرای قله ادب فارسی معاصر است که با ذکاوت و توانایی خویش توانست بوستان شعر وادب دری را شادابی بیشتر بخشید واز جمله شعرایی است که به تعداد 4738بیت شامل غزلیات،مخمسات ؛مسدسات، و رباعیات می شود سروده و اشعار گرانبهایی را ازخود به یادگار گذاشته ، نامش را درج صفحه زرین جاویدانی حک نمود.
اگر چه دست قاصر بنده از تحقیق در مورد ویژه گی اشعار آن ابر مرد علم وادب عاجز است ولی شوق مفرطی که به اشعار آن بزرگوار دارم می خواهم در مورد اشعارش برای خواننده گان محترم معلومات چندی ارایه کنم.
1:- یکی از خصوصیات اشعار مصرع ازدیاد واژه های عربی است که شاعر حتی بر حسب توانایی خویش یکتعدادغزلیاتش را همزمان بدو زبان یعنی فارسی وعربی سروده است.
2:- بهره گیری از آیات ، احادیث ، آگاهی های علمی ، روایات تاریخی وحماسی در اشعارش خیلی دیده می شود.
3:- در گسترۀ ادبیا ت پر بار دری یکی ازشاخصه هایی که توانایی شاعر وشعر او را تثبیت می کند همانا قدرت سخن آفرینی وسخن آرایی است ، البته سخن آرایی از طریق به کار بردن انواع گوناگون صنایع بدیعی اعم از صنایع لفظی ومعنوی صورت می گیرد ، به شرط آنکه از اعتدال نگذرد . این خصوصیات ار اشعار مولانا مصرع علاوه از مزایا دیگر خیلی ملموس است.
الف:صنعت اعداد که بطور ظریفانه سروده شده است.
گرقیصر وجمشید وراسکندرودارا برخاک توکوه شدناصیه فرسا
ب:بکار بردن صنعت تضمین که بصورت خیلی استادانه وهنرمندانه استفاده شده است.
شایسته نعت تو چه در سفت غیاثی «ای پادشه مسنداقلیم تجلا»
ج: واژه ها ومطالب غلو آمیز دراشعارزبان دری از قرن چهارم رونما گردید ودردور غزنویان این موضوع به حد اعلی که دارای علت ها ومعلول های بوده است. لیکن دراشعار مصرع نیز چنین صنعت واستفاده از آن دیده میشود.
بهزادقلم ازمژه مور تراشید آن موی میان تو کشیدن نتوانست
د:کار برد صنعت توشیح که آن هم بر پایه مکتب وقوع استوار است
یتیمانی درت را طعمه لطفی عطا فرما زبادامی دو چشمو پسته لعل سخن گویت .....
یا:
حلاوت از دهانش تا ابد زایل نمیگردد چو نی هر کس که مینوشد لبش دایم نوادارد.....
هر گا حروف اول این غز لیات باهم یکجا شود نام مورد نظر شاعر هویدا میگردد.
ه: درپهلوی صناعات بدعی از قبیل تناسب، توریه،حسن تعلیل، لف ونشر،ارساللمثل، مدعا ومثل ونظایر این ها دیده میشود ولی یک صنعت دیگری که بسیار چشم گیر وتاثیر آن درکلیات مصرع مشهود است آن عبارت از صنعت ردالصدر علی العجز میباشد که به وسلیه ذهن وقاد شاعر بر بنیاد تخیل و مهارت کامل سروده شده وبیشتر جلب توجه خوانندگان را به خود معطوف میدارد.
نسپرم خاک قدم هایت به مژگان ناکسم ناکسم گر جان به استقبال نازت نسپرم
مجمرم دودی دماغی دارد از ایام بس بکس بود آه سحر دودسپندمجــــــــمرم
و:دراشعار مصرع نسبت به سایر شعرای معاصر استفاده از صنعت ذوقافیتین قابل توجع بیشتر است وبگونه بکار برده شده که با حذف حرف الف قافیه اول قافیه دومی را سروده است.
مرد از نامرد اینجا آنقدر ممتاز نیست است بیشک آنکه او مردانه است از نار نر
غره هنگامه عزلت گزینی ها مباش بیشتر گیرد کمین گه دزد کنج غار غـــــــــر
4- گاهی تشبیهات درکلیات مصرع چنان از طیف رنگینی بهره میگیرد که ذهن خواننده را درحصار خود آورده اجازه بیرون آمدنش رانمیدهد.
کسی که دست گذارد زکف عنان هوس مدام دست ندامت به سرزند چومگس
یا:
آغشته به خون دختر رزهمره قهــــوه بالعل لبان تو چه نسبت مــــی پان را
5- کاربرد واژه های ممال (واژه های که شکسته میشوند یعنی الف را برمیدارندوحرف ی رامیافزایند) با پیروی از سبک خراسانی چنین روش بیشتر در شهنامه فردوسی دیده میشودولی درکلیات مصرع نیز به چشم میخورد مانند.
مانیم جان رسیده خوشم هر چه همت است دیگر زمن مپرس حسیب وکتیب را
باسوی یار بی ادبانه نگاه کــــــــــــــــرد ازپا کشید میل به چشمان رکیــب را
6- مکتب وقوع وواسوخت از جمله مکاتب ادبی است که درقرن ده هم ویازده هم در ادب دری از رونق خاصی برخورداربود دراین مکتب شعرا کوشیدند تا از سبک عراقی روگردان شوند ونو آوری در شعر بپردازند این شعرا کوشیدند تا به جای معشوق مونث معشوق مذکر را قرار دهندوبه واقعیت گویی بپردازند مصرع نیز در ابیات خود چاشنی از مکتب وقوع وواسوخت را چشیده وبیشتر آنرادرپرده صنعت تو شیح ظاهر ساخته است.هرگاه حرف اول موشحاتی که ابیات ذیل ازآن مشت نمونه خروار گرفته شده است باهمدیگر جمع شوند نام شخص مورد نظر شاعر آشکار می گردد.
نثارت می کنم ازجان سراپای بدخشان را اگر بخشی مرایک بوسه ازلعل شکرخایت ...............
یا:
خرام آورده لطف انگاشتی یک بوسه بخشیدی پشیمان خورده باشی برده مانم باز برجایش...............
7:-پیروی ازسبک بیدل وحافظ ویژه گی دیگر اشعار مصرع است یعنی وی مانند حافظ به دوگانه گویی پرداخته که بعضی از اشعارش جنبه عارفانه دارند ولی تعداد دیگری جنبه عاشقانه وهمچنان مانند بیدل معنی را فدای لفظ نموده است.
آفزین برخامه بیدل براین ساز جنون کلک ما یک مصرع موزون جگر ها خست بست
پیروی ازگفت مصرع گردی از دامان اوست ورنه در پیش کتابش کی توان فهرست بست
8:-پس ازخروج شعر پارسی از در بار ها بعد از قرن چهارم و اوایل قرن پنجم لغات وترکیبات محلی وارد زبان شعری گردیده که این روش در اشعار مصرع نیز قابل توجه است که از واژهای محلی لهجه بدخشان بوستان شعری خویش را معطر ساخته است. مانند:
ناس ، استاذ، سنباقه ، کمپیر، غامو، آماچ ، کمال، قلاب ، شته، گرنگ، کواره، فانه، کنده ، چلک، کتک غیره
سرم پیوسته از تعلیم اطفال دبستتانی گرنگی کرد پیدا آنقدر از سوره تا هیجا
9:- مضامین پند واندرز بامطالب عبرت انگیز و حکمت آمیز از نخستین تکامل وترقی زبان فارسی دری عرض وجود نموده گوینده گان ونویسند گان از آن بهره می بردندکه مصرع نیز در زمره ایشان قرار دارد وبه ُاین مسایل توجه نموده است .
وقت خوش میطلبی صحبت نیکان دریاب همدم گل شو و از مظلمت خار مپرس
یا:
شد نیـــک هرکه پیرونیکان شــد از وفا قطــمیر شو رفیق رۀ شاذنوش باش
10:-استعمال وافر واژه آسیاب در اشعار مصرع آنهم برپایه مسایل پند مانند واندرزگونه
گداچون آسیا نتوان شداز سرگشتگی فارغ به یک سنگ آب هم آخر به سختی تر نه شدنانش
11:-تکرار بعضی از قوافی ،کلمات وحتی مصرع در غزلیاتش دیده میشود که چنین ویژه گی در اشعار شعرای قرن چهارم وپنجم یعنی طرفداران سبک خراسانی نیز به چشم می خورد .
هرجاکه حسن جلوه کند حکم حکم اوست محمود را رخ است به پای ایاز فرض
فرمانروای حسن کـــه اخسار لعل گون محمود راست بر کف پای ایاز فرض
12:-استعمال ته اصطلاحی شخص دوم مفرد به جای تو شخص دوم مفرد.
ای شوخ جفا پیشه مکن ماو منم ته بگذار که تا بوسه زنم خال صنم ته
شایان ذکر است که کلیات اشعار مصرع ویژگی و مزایای دیگری نیز دارد که ما مشت نمونه خروار به چند خصوصیت اکتفا نمودیم.
قلبم زسنگ تفرقه بشکست شیشه گون