میرزا محمد «اسعد»

ازدیگر شعرای معاصر شغنان استاد میرزا محمد «اسعد » فرزند عرب شاه است . وی در3 دلو 1352درقریه ده مرغان ولسوالی شغنان به دنیا آمده است ؛ بنا به قول خودش در سن پنج سالگی شامل مکتب لیسه رحمت وبعد از دوازده سال از آنجا فارغ ودرسال 1369شامل امتحان کانکور واز آن طریق توانست راهش را به دانشکدۀ ادبیات پوهنتون بلخ باز کرد. بعد از مدت چهار سال؛ تحصیل از آنجا فارغ وبه حیث کارمند در شبکۀ بنام ORA ایفا وظیفه مینمودند وسپس برای مدت یکسا ل در دارالمعلمین شغنان وظیفه مدرسی را عده دار گردید که شرایط نا گوار افغانستان وی را مجبور به ترک یار ودیار وپناهنده شدن به کشور پاکستان کرد و مدت سه سال را در آنجا سپری نمود . با عودت دوباره به وطن مالوفژش از سال 1376 بدینسو در موسسه آغا خان در بدخشان در پست های متعددی انجام وظیفه می نماید.

اسعد اشعار زیبایی به دو زبان یعنی شغنی و فارسی دری می سراید اما تعداد اشعار شغنانی اش نسبت به اشعار فارسی او زیادتر هستند وبر مبنای پند واندرز ، انعکاس دادن مضامین سیاسی و اجتماعی می چرخند . در بحبوبه سروده های اسعد تنفر ونا رضایتی او از سیاست ناکام تعدادی از مردم شغنان که در این اواخر بسااز مشکلات ونا بسامانی را در نصیب مردم ستمدیده و مظلوم آن دیار کرده بود که در اثر خود سری و خود کامگی رهبران دو حزب تعدادی از مردم روشنفکر این منطقه کشته شده بعضی شان مورد ضرب وشتم اجانب قرار گرفته بودند وگروه دیگری جلان وطن شدند.متباقی که در ولسوالی شغنان باقی مانده بودند خودرا به جان همدیگر مار و کربش ساخته واوضاع را طوری مختل ساختند که پدر به جان پسر؛ مادر به جان دختر و برادر به جان برادر دایم تیر در کمان بودند که موصوف این اوضاع رقت بار و تاریخ تلخ را در این شعر زیبایش چنین جلوه میدهدکه :

سُت مـو تیرغـم وزمنت ستخان ڤـروښـت

طـاقتت صبــر از خـــو گلــــزارند روښت

فهـمتـه خــــږنان خــــو سیاست  بی نظیر

لافِ ڎاد با روست امـــــــریکـــات نِخُښت

ست جــــــــدا داد از پڅت نهــــن از رزین

غالمـــغــــــــــال اندوید اته دښمـــن نغښت

ڤــــــد درخت خــــږنانته میـــوه یو خلــــق

دزد فـــــریپتت پهـخـچنت خامیـڅــه رښت

مهـڎ ڎو باغبانین خو کهــم از هم نه فهمت

خـــــــوده بهـره دښمنت مهـــــــڎین تِدُښت

لاده مـــــــرد فـــــــردوسه دادت پــڅ نبرد

وینـــــــتم ار خــــږنان دادازپڅ څــه کـښت

چـــوده قـــدرت جهت و کهـل از تن جـدا

ههــــمه زریات گـوښت کددستور تدوښت

دانـــد اڤیــن "اسعـــد" مــو دل ښیښه مغوند

ارمــــو خـږنان ڎاد زمهڎ رد ت ڤـروښت

 

اسعد در پارۀ از موضوعات خویش از حافظ وسعدی پیروی کرده است. در اشعارش صناعات ادبی چون تشبیه ؛ تضاد وضرب المثل دیده میشودکه مصداق برای ادعای خویش از این دو بیت که اولی صنعت تضاد و دومی ارسال المثل است بسنده خواهیم کرد.

                هرښبت میثت زمستونت بهار         خرد ته وز احساس یکسونم ته جهت

                 چاه کن در چاه ار بشنیدۀ               با عدالت همرهان همخانه باش