طراحی کورس عروض
ریاست تحصیلات عالی بدخشان
دانشکده تعلیم وتربیه
مرکزانکشاف مسلکی استادان
طراحی کورس: عروض
تهیه و ترتیب :پوهیالی اقبال «حسام»
تاریخ: / / /
مقدمه
زمانیکه اولین بار انسان بر روی کره خاکی قدم رنجه فرمودند بعد از آن تفاوت های قابل مشاهده یی در بیـن انسان هارونما گردیده وتاامروز دوام داردکه یکی از این تفاوت ها را میتوان از شیوه یادگیری نام برد.بسیاری از عوامل محیطی مانند محتوای مضامین، تعداد داخله صنف، موقعیت جغرافیایی دانشکده وغیره باعث تفاوت های فـــردی در صنف میشوند این تفاوت ها محتاج به تدریس خوب وتدریس خوب نیازمند برنامه ریزی خــــــوب است که تدریس بوسیله مدرس از جمله اجزای اصلی آموزش محسوب میگردد.
بایددانست ارایه محتواء ومطالب درسی در صورتیکه سایر عوامل پیشبینی شده در بــــرنامۀ مــربوط به آن درس بصورت مؤثربکار گرفته نشود، اثر بخش نخواهد بود. پیشبینی و تهیه وتنظیم واضح وروشــن هـــدف که باید در صنف به آن دست یافت از وظایف اولیه وضروری مدرس حساب میشود بعد از تهیه برنامه اصلـــی که دور نمای بزرگی را از درس نشان میدهد تدریس وارایه مطالب بوسیله مدرس در هر ساعت از صنف هم بایدبه دقـت تدوین شود تادیدگاه ها وتوالی مسایل با توجه به اهداف ومقاصد مدرس حفظ شود ومطالب نیـــمه رها نشود.با توجـــه به عوامل فوق الذکر در قسمت شیوه تدریس علوم بلاغی که یکی از شاخه های آن عــروض است انتخاب شده که تا باشد بر شیوه آموزش محور بنیادش نهاد تابتواند مطابق اشتیاق علمی محصلین رفتار وآنها را به خاطر رسیدن به اهداف شان تشویق وترغیب نماید.
این شیوه در مقابل شیوه محتواءمحور قرار گرفته وبسیاری از فواید نسبت به آن کرده دارد.
Ø اگر تدریس به وسلیه مدرس بر اساس آموزش محور تهیه شود در آن بیشتر عـــلایق شاگردان به جوش آمده واحساس خستگی نمیکنند.
Ø قبلاً هم اشاره کردیم که انسان ها نسبت به همدیگر دارای تفاوت ها میباشند هما این قضـــــیـه در سیستم محتوامحور در نظر گرفته نمیشود وجزوه یی که از طرف مدرس تهیه وترتیب میشود همگان را در یک سطح وسویه قرار میدهد که نتایج آن بیشتر ناکامی است اما در نظام آموزش محور هر امـــوزنده میتواند مطابق استعداد خویش آهسته آهسته به پیش رفته و هیچگاهی احساس کمبود نسبت به همـصنفانش نمیکند.
Ø در نظام محتوأمحور استاد نسبت به محصل سهم بیشتر دارد ومجصل را کمتر سهــیم میسازد.درحالیکه در آموزش محور هردو سهیم هستند که این خود شاگردرا وادار میسازد تا به مفاهیم بـــرنامه پی برده و آنرا بالای خویش تطبیق میدهد.
Ø در جریان اخذ امتحان درنظام محتواءمحور عقب نگر است یعنی آنچه را که در طول ســـیمستر گفته از شاگردان پس همان چیز را میخواهد که در این روش میتوان سویه های مختلف را از هم تفـــکیک نمود درحالیکه در سیستم آموزش محور استاد جلو نگراست که به عقیده ایشان محصل چیزی را بـیاموزد که برایش در آینده مفید واقع شود وحتی الامکان میتواند وی را رهنمائی ودر قسمت جوابش نظر دهـی کند اما سویه ها از همدیگر تفکیک نمیگردند که کدام محصل زحمت زیادکشیده و کدام دیگر صرف یــــک عنوان را یاد گرفته است وبس.
Ø در سیستم محتواء محور وقت کمتر گرفته میشود که استادمیتواند دست به یک سلسله کار های دیگــری علمی،اقتصادی واجتماعی بزنددرحالیکه در سیستم آموزش محوروقت زیادرا در بر میگیرد که در این نظام استاد همواره همراه محصل همکاری نموده کمتر مـــؤفق به انـجام دادند وظایف دیگــر میگـــردد .
باتوجه به نظام های فوق الذکر کورس هذارا مطابق فواید هر دو سیستم که بتواند مشکل هر دو (استادو محصل را)در نظر گرفته وطراحی نمودیم تا باشدیک تغیــــرات مـثبت در قسمـت دانـــش،سلوک،رفتار وشناخت اشخاص شاعر واقعی از کلیمه ساز ها وغیره عــــرض اندام نمــاید تا محصلـــین بتـواند بحیث اشخاص مسلکی تقدیم جامعه گردند .
عوامل وضعیتی تدریس
تدریس عروض به طریقه آموزش محور: مهارت ونیز دانش آگاهی مــدرس در هنگام تدریس مهم است ولی کافی نیست تا آن زمانیکه عوامل وضعیتی را در نظر نگیرد.بناءًتدریس عـــــروض با در نظرداشت عوامل وضعیتی طراحی وایجاب مینماید که دانشجو را به کسب دانش ومهارت لازم وادارد چنین خلاصه میگردد. 1- زمینه خاص :
Ø در صنف سو م ادبیات دری که مضمون عروض در آن تدریس میشود به تعداد 31 نفرمیباشند.
Ø این کورس مطابق سویه صنف سوم وچهارم دوره لسانس تهیه وتدوین شده است.
Ø جلسات این کورس در هفته دو ساعت میباشد.
Ø این کورس به طریقه آموزش محور و محتواء محور در صنف درسی تطبیق میشود.
Ø تابستان نهایت گرم شهرفیض آباد و زمستان سرد آن و همچنان نداشتند وسایل تکنالوژیکی ،نبودکتابخانه مجهز،عدم موقعیت جغرافیایی (محل مناسب) وغیره.
2- زمینه عمومی:
Ø پوهنتون، پوهنحی ودیپارتمنت توقع دارند که تا مطابق نورم تحصیلات عالی تدریس ومفردات داده شده تکمیل نمائیم.
Ø همچنان اتوقع دیگر این است که اشخاص آگاه،مسکلی،با دانش ووارددر کار را تقدیم کنیم.
3 –عوامل بازدارنده:
Ø نبود وسائل سمعی وبصری.
Ø عبور مرور اشخاص غیر مسؤول از داخل فاکولته.
4: ماهیت مضمون:
Ø تدریس مضمون بصورت نظری ارایه میگرد.
Ø محتواء مضمون از جز بطرف کل است.
Ø در محیط آموزش این مضمون میتواند در سطح آگاهی دانشجویان تغیر وتحول وارد میکند یعنی با تعقیب نمودند این کورس محصلین میتوانند به نقد وبررسی شعرا بپردازند
5-خصوصیات شاگردان:
Ø محصلین در سه کتـگوری تقسیم مـیــــشوند یک تعداد با وجـــود آنکه نظام آموزش در قانون اساسی افغانستان تا ســـویه لسانـس رایگان ذکر شده است اما یک تعداد دانشجویان در پهلوی درس دست به مشاغل مـیزنند تعداد دیگری درخانه شان نفقه خور دارند بخاطر امرار معاش در پهلوی تعقیب مسلک شان کارمیکنند ولی گروپ سوم تنها میخواهند که مسلکی شوند.
Ø چون این مضمون درمکاتب خوانده نمـیشود ومدرسین هم بیشتر اشخاص غیر مسلکی هستند محصلین درابتدا کورس کمتر آگاهی دارند اما به مرور زمان یاد میگیرند.
Ø توقعات محصلین این است که تا بتوانند اشخاص آگاه و مسکلی دراین مضمون باشند .
6- خصوصیات استاد :
Ø استاد مسلکی است وباوردارد که در جــهت بلند بردن سطح دانش دانشجویان از هیچ نوع همکاری دریغ نخواهد ورزید.
Ø مضمون خیلی جذاب بوده شوق محصلین را بیشتر بر انگیخته میسازد .
Ø استاد مسلکی است ومیتواند تا اندازه مشکلات شاگردان را مرفوع بسازد .
Ø روش های که در تدریس این مضمون بکاربرده میشوند طوفان مغزی،خلاقیت ،مهارت های اجتماعی،همکاری وتعاون،تعارف وتمجید،تفاوت درصنف وغیره .
اهداف آموزش در تدریس مضمون عروض
Ø در ختم این کورس متیقین هستم که محصلین میتوانند در آینده بحیث اشخــاص مسلکی در این مضمون عرض اندام نمایند.
Ø چون تدریس این کورس بیشتر از طریق شاگردمحوری صورت گرفته است محـــــصلین میتوانند که در آینده این علم را بصورت مؤفقانه بدیگران انتقال دهند.
Ø در نتیجه این کورس محصلین اشخاص مسلکی،بادانش،معلمین مؤفق و همـــــکار تعاون خواهند بود
1- دانش بنیادی:
Ø اصطلاحات و مفاهم عروضی که پایه علم عروض بالای شان استوار است باید بصـــــورت صیحیح آنها رادرک ودر ذهن شان جایگزین نمایند که شناخت این اصطلاحات کلیدی میتواند خود یک راهنما باشد .
Ø باید محصلین در هنگام تدریس استاد در صنف حاضر باشند در کارگروپی اشتراک کنند،نقش مدرس را بازی نمایند وشیوه تدریس عروض را بفهمند وبه دیگران بفهمانند و آنچــــــه که در قسمت این علم تبادل نظر صورت میگیرد بیاموزند.
2- کاربرد :
Ø در هنگام آموزش این مضمون محصلین میتوانند از هر نوع تفکر خویش کار بگیرند یعــنی میتوانند بصورت نقادانه ویابصورت خلاقانه ویا بصورت عملی تصمیم بگیرند.
Ø محصلین بیشتر میتوانند اقسام مهارت راکسب کنند اما مهارت صلاحیت فـــردی وصلاحیت فنی در معادله آموزش بطورمساوی حایز اهمیت هستند .
Ø آرزوی هر فرد جوان است که باید دایم موفق باشد به همین دلیل ایشان مطابق ظرفیت خویش در صدد آن هستند تاوظایفی که از علم عروض برایشان واگذار شده بصـــورت پیروز مندانه اداره وکنترول کنند.
3 :یکپارچه گی:
Ø ارتباط دادن عناوین فرعی با عناوین اصلی وعناوین اصلی با محتوا کتاب.
Ø ارتباط دادن نظریات ومعلومات محصلین با عنوان درس وارتبـاط دادن آن با علوم بلاغی.
Ø آگاه ساختن محصل از فواهد مضمون وارتباط آن به زندگی شخـــــــصی،اجتماعی،کاری ومسلکی آن.
Ø ارتباط دادن عروض با اشعار کلاسیک ،نیمائی وشعر سفید .
4-ابعاد انسانی:
Ø شناخت قوانین عروضی اشعارشاعران و حترام قایل شدن به ایشان.
Ø آشنائی ودرک شعر واقعی از کلیمه سازسی و جلوگیری ازسرقات ادبی.
Ø از آشنا شدن با علم عروض و از طریق آن پی بـــردن به ادبیات و بلوسیله ادبیات ارج قایل شدن بمقام شامخ انسانیت.
5- عاطفه وتوجه:
Ø ایجاد نمودن خلق انگیزه یعنی آشنا ساختن محصــــلان از محتوایات مضمون عروض.
Ø تشویق وترغیب نمودن محصلان وبر انگیختن احساسات نیک شان در قسمت فراگیری علم عروض مطابق نظام آموزش محور.
Ø بیان نظریات مثمر در رابطه به عروض وتقویت عــــــلایق شاگردان در باره این علم.
6- آموختن شیوه آموزش محور:
Ø آموختن تاریخچه وسرگذشت عروض در طول قرون متعدد به شیوه آموزش محور.
Ø عیار نمودن مضمون مطابق نظام آموزش محور و سهیم ساختن محصلین وهمکاری همه جانبه با ایشان .
Ø تشریح وتوضیح اصطلاحات عروضی با زبان ساده وفــــــصیح وارتباط دادن عناوین با همدیگر.
Ø ایجاد فعالیت های گروپی سهیم ساختن محصلین در آن مطابق نظام آموزش محور.
Ø داشتن یک برنامه منظم وپلان دقیق.
Ø چون مضمون متقارب شونده است پس محصلین باید از ابتدا آگاهی منظم پیدا کنند.
ارزیابی
ارزیابی جلونگر
Ø بوسیله این ارزیابی میتوان دریافت که محصلین انچه را که از عروض آموخته اند تنها بخاطر کامیاب شدن نی بلکه میتوانند در آینده نیز آز آن مستفید شوند.
Ø ازطریق بازی درنقش معلم میتوانند محصلین خود را ارزیابی کنند.
Ø نتیجه شاگرد محورآن است که مکررمیتوانند ارزیابی شوند.
Ø ازکنش وواکنش میتوان محصل را ارزیابی نمود.
1- دانش بنیادی:
Ø مقایسه عناوین فرعی موضوع با همدیگر از طریق امتحان تحریری.
Ø جواب کوتا،خانه خالی،چهارجوابه،صحیح و غلط.
Ø ایجاد مناقشه بین محصلان ومقایسه استعداد شان از آنطریق.
Ø ایجاد مباحثه بین محصلان ودریافت نقد وبرسی شان از اشعار شعر کلاسیک ونوین پس از تکمیل این کورس.
2کاربرد
Ø نظرخواهی تحریری از محصلین مبنی براینکه آیا میتواند خودراپس از دریافت قوانین عروضی به شعر وشعر گویی بپردازند.
Ø شناخت وآگاهی از درک وفهم محصلین که پـس از اختتام این کورس آماده اند که تمام قوانین عروضی را بصورت صحیح ویا نسبی مراعات نمایند.
Ø مقایسه نمودن توسط سوالات و جواب کوتا در مورد تفکیک
Ø مشاهده مستقیم دانشجویان در موقع هنگام انجام تکالیف کار با آنها در مضمون عروض
3یکپارچه گی
Ø شناخت محصلین مبنی براینکه تاچه مقـــدار بااین علــــم پــــی برده و میتوانند مشکل همدیگرراحل نمودیا خیر.
Ø دریافت مسؤلیت شاگرد در امر یادگــــیری ونــشان دادن ضعــف تدریس مدرس یعنی نشان میدهد که کـــدام موضـــوع راخــوب تشریح نکــرده وکدام مــوضوع به تشریح ضرورت دارد
Ø اندازه گیری میزان یادگیری دانشجو در مقایسه با استاندارد ها شناخته شده ویا مقایسه باعملکرد دیگر دانشجویان در گروه آموزشی .
3 ابعاد انسانی:
Ø آگاهی یافتن در مــورداینکه شاگردان تاچه اندازه علم عروض را فراگرفته وتاچه حد پس ازتعقیب این کورس میتوانند به شناخت سر گذشت سایر انسانها که ازطریق شعر منعکس گردیده پی می برند.
Ø شناخت شاگــــــردان از احساس مسوولیت شان در مورد مضمون طبق نظام آموزش محوروکدام محصل بیشتر متوجه ارزش انسانی شده است.
4 عاطفه وتوجه :
Ø ازطریق سوالات کـتبی در مضمون عروض استاد میتواند انجام دادن ومفاهیم عاطفی رحیطه های شناختی ،عاطفی _روانی حرکتی میتواند به کار برد.
Ø آنعده از محصـــــلین که سطـح آگاهی شان نسبتاپایین است استاد باید توجه شان را به محصلین قوی جلب واحساسات شان را برانگیخته ،ارزیابی نماید.
Ø از طریق آزمون استاد متوجه عــلایق شاگــردان در مورد مضمون عروض میشود و برایشان نظریات مفید رامیتواند ارایه کند.
5 آموختن شیوهء آموزش محور
Ø استاد به وسیله سوالات شفاهی میتواند در صنـف برای تشخیص و درک شاگــــرد و تدریس خویش ،ارزش یابی نماید.
Ø ازطریق آزمون استاد میتواند در قسمت مشکلات که محصل با آن دست وگریبان است مرفوع سارد.واشتباهاتیکه ازآنها در جریان امتحان صورت گــرفته ایشان را متـوجــه ساخته ودر صورت امکان جواب درست را بعد از اخذ امتــحان برایشان ارایه کند.
Ø محصلین را استاد طوری در مضمون عروض وادار بسازد که بعداز امتحان جوابات شان رابا همدیگر مقایسه وبه درست ترین جواب پی ببرند.
فعالیت ها آموزشی وتدریس
1:دانش بنیادی :
Ø مناقشه بر سر اصطلاحات عروضی ومقایسه شاگردان با همـدیگـر توســــــط استاد
Ø تفکر اندیشمندانه وگفت و شنید در مورد عناوین این کورس وحل مشکلات شاگردان در داخل وخارج صنف.
Ø پی بردن به لکچر استاد.
Ø سهیم ساختن محصلین در مورد اینکه سیمنار ویا پروژه همدیگر را مشاهده نموده ودر مورد آن گزارش بدهند.
Ø یک عنوان عروضی را بالای تخته نوشته واز عموم محصلین خواسته شود که درمورد نظریات خود را ارایه کنند بعدا نظریات را فهرست نموده بالای تخته بصــــورت خوانا نوشته شود.
3کاربرد:
Ø تشویق وترغیب محصلین به مراکز علمی تا بتوانند فواید علم عروض را با زنده گی حقیقی شان در یابند.
Ø مشاهده محصلین درانجام کار های گروپی در صنف ومتوجه ساختن آنها به نقــــایص شان.
4هم آهنگی :
Ø ارتباط دادن اوتاد ،اسباب وفواصل بازحافات وارتباط دادن زحافات با افاعیل عروضی.
Ø ارتباط دادن علم عروض باسایر مضامین ادبی وعلوم بلاغی.
Ø ارتباط دادن اصطلاحـات عروضی زبان دری بااصطلاحات عــــــروضی زبان عــربی ومتؤثر شدن آن از این .
Ø ایجاد مباحثه بین شاگردان که تجارب وعقاید مربوط به علم عروض را باهمدیگر در میان گذارند واز تجارب یکدیگر آگاه شوند.
4آموزش فراگیر:
Ø بکار انداختن محصلین در انجام دادن تمرین در هر عنوان عروضی .
Ø استفاده نمودن ازروش متنوع بخاطر بلند بردن سویه آگاهی شاگردان در علم عروض .
Ø وادار نمودن محصلین به شعر گفتن ،تقطیع کردن اشعار شان تونسط خودشان.
5:عاطفه رشد:
Ø دریافت نیاز ها ،خواستهاوعلایق محصلین نسبت به علم عروض ار اثر تمرین ،تاآنکه برانگیزه آنها برای یادگیری یادگیری مأثر واقع شود.
Ø تقویت سلسله مراتب عاطفی محصلین برای زنده ماندن فرهنگ وادب زبان دری از اثر مراجعه به مراکز علمی وتهیه سیمنار وارایه پروژه ها.
6:ابعاد انسانی:
Ø آموزش علم عروض باعـــث آن میشود که شاگـــردان ازطریق مباحثه ،مشاهده ومناقشه بتوانند اطلاعات زیادی در مورد عقاید ،اصول ورفـتار انسانها در ادوار تاریخــــی درک کنند.
Ø از طریق این علم شاگردان میتوانند به انسان دوســـتی شعرا پـــی برده وآنها را ســر مشق خویش قرار بدهند.
نتیجه گیری
با درنظرداشت آنچه که درکورس پنج روزه طراحی کورس هم آهنگ آموختیم یعنی در نظر گرفتن عوامل وضعیتی ؛اهداف آموزشی ،ارزیابی؛فعالیت های آموزشی/تدریسی جنبه های مهم آن بهترین روش را نظام آموزش محور توصیف نموده است که دارای اوصاف ذیل میباشد.
Ø استاد را وادار می کند که در رشته ؛تخصصی خود آماده گی کامل داشته باشد.
Ø درس های مورد تدریس استاد باید از نظر جایگاه شان به خصوص دانش وارتباط باسایر علوم بخوبی روشن وقابل فهم باشد.
Ø استاد مسوولیت ارزیابی میزان کامیابی شاگردان رانیز به عهده دارد.
Ø محصلین میتوانند خودشان در پروسه تدریس سهیم شوند .
Ø سطح آگاهی محصلین را بلند برده تا بتوانند به فرهنگ وکلــــــتور خود توجه عمیق تری نمایند.
Ø این نظام مطابق استعداد های شاگردان پایه گذاری شده و هر مــــــــحصل میتواند مطابق برداشت وظرفیت خود یادبگیرد و هیچ گونه احساس کمبودی نمیکند.
پس به این نتیجه رسیدیم که در سیستم آموزش محور تنها دانش مطرح نــیست بلکه بازسازی محصل،احترام متقابل وشناخت جهان است که تا بتوانند به نیازمندی خودشان پی بــــبرند وبه آموختن علم عروض نایل شوند.
قلبم زسنگ تفرقه بشکست شیشه گون